تبليغاتX
عشق را زیر باران باید دید - تفکر درباره مرگ

تا حالا به مرگ فکر کرديد؟ حتماً فکر کرديد، ببينم تا حالا به مرگ خودتون هم فکر کرديد؟ من که در مورد اين موضوع خيلي فکر مي‌کنم و خيلی هم برام جالب راستش خيلي ميشنوم که يکي ميميره و دوباره به اين دنيا برمي‌گرد و بعضي‌هاشون چيزهايي هم از اون موقع يادشون ميميونه. حتماً فكر كرديد كه مي‌خوام در مورد مسايل متافيزيك يا دين  يا اينجور چيزا حرف بزنم. نه اصلاً اين طور نيست.

ببينم تا حالا فکر کرديد اگر بدونيد يك ماه ديگه يا شش ماه ديگه يا يك سال ديگه مي‌ميريد چه كار مي‌كنيد؟ شايد هم جوابي به اين سؤال داديد يا از جواب دادن طفره رفتيد.

معمولاً وقتي زمان طولاني ميشه اين سؤالا جنبة بي اثري پيدا ميکنه. خوب بياييد اينطوري فکر کنيم که مرگ آخر همه چيزه يعني وقتي مرديم همه چيز تموم ميشه و از بين ميريم و ديگه زندگيي نداريم، حالا چي؟ حالا چيکار مي‌کنيد؟ سعي مي‌کنيد چطوري زندگي کنيد؟ دنبال خوشي و نشاط و شادي ميريد، دنبال علم وفرهنگ ميريد يا همين زندگي رو که داريد ادامه مي‌ديد؟

حتماً دلتون مي‌خواد بدونيد که چرا اين سؤالا رو مي‌پرسم راستش هم به خاطر اين که اين موضوع برام خيلي جالبه و خواستم نظر ديگران رو هم بدونم و هم اينکه در مورد دو تا مورد بگم که خيلي به انسان كمك مي‌كنه تا روزهاشو بگذرونه: يكي عادت و ديگري فراموشي.
اين دو تا کمک مي‌كنن تا هميشه يادمون برده كه قراره روزي بميريم و اين روز همون قدركه احتمال داره دور باشه همون قدر هم ممكنه خيلي نزديك باشه. با عادتِ كه مي‌تونيم هر روز همون كارهايي رو بكنيم كه روزهاي قبل مي‌کرديم، با عادت که مي‌تونيم خيلي شرايط رو بپذيريم و هيچ گله‌اي هم نکنيم و در مقابلش با فراموشي مي‌تونيم خيلي از كارها رو كه به مهم و حياتي‌اند و به نظر ما شايد اهميت نداشته باشن رو به تعويق بندازيم و كم‌كم از خيرشون بگذريم و... .

هرچند که تمام شدن و پايان يافتن معمولاً غم‌انگيزِ اما در مورد مرگ فكر مي‌كنم كه اين غم و ناراحتي بيشتر باشه. ما ياد گرفتيم از مرگ بترسيم و بدمون بيايد، همون‌طور كه ياد گرفتيم از شب و از سوسك بترسيم. راستش سالهاست که به اين نتيجه رسيدم كه هر موقعيت سخت و دشواري رو مي‌تونيم با تغيير زاويه‌ي ديد و طرز نگرش‌مون عوض كنيم. يعني چه اعتقاد داشته باشيم مرگ پايان راهِ چه اعيقاد نداشته باشيم، البته نه فقط در مورد مرگ در مورد همه چيز توي زندگي ميتونيم با تغيير دادن طرز فکرمون به خيلي چيزايي که ميخواهيم دست پيدا کنيم.

بگذريم، خلاصه‌اش اينه که: آدما با اين‌كه مي‌دونن حتماً مي‌ميرن و زمان مردنشون هم ممكنِ دور يا نزديك باشه از كنار اين موضوع مي‌گذرن و به سادگي فراموشش مي‌كنن.
البته ممکنه گفته‌هاي من به نظرتون چيزي مثل فلسفه و از اين طور حرف‌ها باشه اما من دوست دارم به اين موضوع‌ها فكر كنم، شما چه‌طور؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 بهمن1386ساعت 10:11  توسط raha |